هاشم حسيني تهرانى
105
علوم العربية
احمرّ ، نحمرّ ، احمرارا : سرخ شدن " دو صيغه جمع مؤنث ادغام نشده ، و ديگر صيغهها ادغام شده است . امثله امر : ليبيضّ ، ليبيضّا ، ليبيضّوا ، لتبيضّ ، لتبيضّا ، ليبيضضن ، ابيضّ ، ابيضّا ، ابيضّوا ، ابيضّى ، ابيضّا ، ابيضضن لابيضّ لنبيضّ ، ابيضاضا : سفيد شدن " در سه صيغه مفرد و دو صيغه متكلم از صيغههاى امر كه ضمير به آنها متصل نيست جائز است فكّ ادغام ، و در صورت ادغام جائز است آخرش مفتوح يا مكسور خوانده شود . ثلاثى مجرد اين سه گروه از امثله " سود ، يسود ، سوادا " " حمر ، يحمر ، حمرة " " باض " ، يبيض ، بياضا " مىباشد ، به همان معانى . و ماضى هريك از اين پنج باب دو حرف بر ثلاثى مجرد زياده دارد . ( معنى باب افعلال ) اين باب از جهت معنى زيادتى بر ثلاثى مجرد ندارد جز مبالغة ، و مبالغة : بيان كمال و نهايت است ، مثلا : " حمر " يعنى سرخ شد ، " احمرّ " يعنى كاملا سرخ شد ، و همچنين هرماده و مصدرى كه به اين باب آورده شود . و خصوصيت اين باب آن است كه هرمادهاى كه دلالت بر رنگ كند مانند مثالهائى كه زده شد ، يا دلالت بر عيب و نقص نمايد مانند مثالهائى كه زده مىشود ، به اين باب ميآورند ،